میخاییل بولگاکف
ترجمه ی آبتین گلکار
نشر ماهی
209 صفحه
چاپ اول: 1391
5000 تومان

 اسم میخائیل بولگاکوف و نشر ماهی با این سری کتاب های جیبی جمع و جورش به اندازه ی کافی وسوسه انگیز بود که دستم را دراز کنم و کتاب یادداشت های یک پزشک جوان را از روی پیش خوان کتاب فروشی بردارم. در این کتاب بولگاکوف به عنوان یک پزشک، خاطرات خود را به شیوه ای کاملا شیوا و خواندنی در قالب هشت داستان کوتاه ارائه داده است.خاطرات یک پزشک تازه کار در یک روستای دور افتاده و تجربیات پزشکی اش برای من که از پزشکی فقط همین را می دانم که " وقتی درد داری یک مسکن بخور"، خیلی هیجان انگیز بود. آثار دیگر بولگاکف از این دست هرچند در کنار شاهکار ادبی اش مرشد و مارگاریتا چندان نمود پیدا نکرد ولی به دلیل اینکه بخشی از زندگی او را به تصویر می کشد و به شناخت دنیای این نویسنده کمک می کند، داری ارزش ادبی بالایی است.توصیفات دقیق بولگاکف از حالات و روحیاتش به عنوان یک پزشک تازه کار بدون هیچ تجربه ی بالینی و دست و پنجه نرم کردنش با انواع بیماری و جراحت های حاد و خطرناک در میان روستایی پر از خرافه و تاریکی روایت را جذاب تر می کند.
یکی از خواندنی ترین داستان های این کتاب، داستان مورفین است که در آن بولگاکوف اعتیاد یک پزشک را به مورفین نشان می دهد. گویا در این دوران بولگاکوف خود به شدت به مورفین اعتیاد داشته و در نهایت، طی یک مبارزه ی سخت با این بیماری لاعلاج، موفق می شود که بر این اعتیاد درمان ناپذیر خود پیروز شود.به گمان من کمتر کسی جرات آن را دارد که دوران سیاه زندگی خود را این چنین هنرمندانه به تصویر بکشد.
مبارزه،استقامت،بردباری و تلاش بی وقفه ی وی در این حرفه که کاملن هم با واقعیت تطابق دارد و به هیچ وجه در آن غلو نشده است در حین خواندن کتاب، نیروی تازه ای به آدم می دهد.