تابوتهاي دستساز

ترومن كاپوتي
ترجمهي بهرنگ رجبي
نشر چشمه
101 صفحه
چاپ اول: 1391
3000 تومان
داستان كه تمام شد و كتاب را بستم،به نويسنده فكر كردم كه وقتي اين سطور را مي نوشته چقدر از ناامني دنيا و محيط دور و برش رنج مي برده و ياشايد هم به آن چنان شناختي از دنيا رسيده است كه همه چيز را اين جور تلخ و تار ديده است. یعنی همان تلاش هاي ناموفق و بي ثباتي اثبات كردن و دلايل و مدارك را به فراموشي سپردن و در آخر همه چيز را از دست دادن وتنها شدن. اين است مزد كارآگاهي كه مي خواهد راز و رمز قتل هاي پي در پي يك شهركوچك را آشكار كند. راوي كه دوست قديمي اين كارآگاه است به كمك او (جيك) مي آيد و از طريق ديالوگ و سوال و جواب كردن، همه ي اطلاعات به دست آورده را رد و بدل مي كنند. قاتل با فرستادن هديه اي كه يك تابوت چوبي دست ساز است از قبل به قربانيان خود قتل آن ها را اعلام مي كند و مي داند از طرف جيك هم مظنون به قتل است. با اين وجود باب دوستي را با جيك باز مي كند و در يك مهماني به صراحت مي گويد كه جيك فكر مي كند او قاتل است. جيك، گزارش وار تمام كارهاي انجام شده را به راوي مي گويد و هر جا قرار است حركت و يا توضيحي بيايد در متن يك پرانتز باز مي شود و مثل صحنه ي نمايش توضيحات تكميلي داده مي شود و پرانتز بسته مي شود. در آخر نيز با نقل قول و خاطره وار بقيه ي داستان تكميل مي شود.توصيفات قوي و موجز و قدرت نويسنده در شخصيت پردازي و آشكار كردن حركت و رفتارهاي هر شخصيت از نكات برجسته ي اين كتاب است. کتابی که ترجمه ي بسيار رواني دارد و خواندنش به راحتي پيش مي رود.
سومین دورهی جایزهی ادبی بهرام صادقی