تابوتهای دستساز و ترومن کاپوتی
تابوت های دست ساز (گزارش واقعی از یک جنایت امریکایی)
ترومن کاپوتی
ترجمهی بهرنگ رجبی
نشر چشمه
بهار 1391
نویسندهی این کتاب را می توان یکی از مشهورترین و موفق ترین نویسندگان داستان های معمایی و گزارش های رئالیستی ژورنالیستی - جنایی در دهه ی دوم قرن بیستم دانست. ترومن استرکفوس پرسونز معروف به ترومن کاپوتی، 1984-1924، متولد نیو اورلئان امریکا، در هفده سالگی ترک تحصیل و شروع به همکاری با مجله نیویورکر کرد. زندگی نامه نویسش جرالد کلارک علت افسردگی و در نهایت مرگ زودهنگام او را زمان طولانی تحقیق و خستگی ناشی از کار سنگین میداند، اما دلیل واقعی افسردگی او اعتیاد شدید به الکل و تاثیری است که دیدار او با پری اسمیت یکی از قاتلین بر او بجا گذاشت.از آنجائیکه کاپوتی گرایشات همجنسگرایانه نیز داشت، ملاقاتش با اسمیت منجر به تالمات روحی شدیدی در او شد.
ترومن کاپوتی سبک شخصی خود را با نام رمان غیر داستانی ابداع نمود. در سال 1945 اولین مجموعه داستان کوتاه خود را با عنوان «میریام» در مجله ای منتشر کرد که برای او جایزه ادبی «او هنری» را به ارمغان آورد.
در سال 1958 کتابی با عنوان «صبحانه در تیفانی» منتشر کرد که یکی از مشهورترین داستان ها در فرهنگ آمریکا شد که از آن فیلمی با همین نام نیز ساخته شد. این کتاب که از زبان راوی داستان که نویسنده جوانی است بازگو میشود و شرح دیدار نویسنده با همسایه طبقه پایین خانهاش است که دختری جوان زیبا اما غیر متعارف است که هر آنچه آزادی اش را محدود کند بر نمیتابد.
او برای انتشار کتاب خود تحت عنوان «به خونسردی» 6 سال کار کرد. داستان این کتاب برگرفته از خبر واقعی قتلعام یک خانواده در کانزاس است و به او فرصت داد تا اولین رمان غیر داستانی اش را بنویسد. او زمان زیادی را صرف مصاحبه با شاهدان و دو قاتل و بررسی گزارش پلیس کرد. این کتاب در سال ۱۹۶۵ با تیراژی میلیونی برای او شهرت، موفقیت و ثروت به همراه آورد. از این کتاب نیز نسخه سینمایی به همین نام اقتباس شده است.
از این نویسنده می توان به رمان ( صداهای دیگر، اتاق های دیگر) (Other Voices, Other Rooms)، با ترجمه ی رویا سلامت، نشر چشمه، رمان ( به خونسردی ) و مجموعه داستان ( درخت شب ) اشاره کرد که به زبان فارسی ترجمه شده اند.
اقتباس از آثار این نویسنده :
1) فیلم Breakfast at Tiffany's (صبحانه در تیفانی) : کارگردان Blake Edwards، فیلمنامه از Axelrod Georgeبا اقتباس از اولین رمان ترومن کاپوتی با همین نام، با بازی Audrey Hepburn ، محصول 1961 امریکا.
2) فیلم In Cold Blood (در خون سرد) : کارگردان Richard Brooks، فیلمنامه از Richard Brooks با اقتباس از رمان ترومن کاپوتی با همین نام، محصول 1967 امریکا.
3) فیلم The Glass House: کارگردان Tom Gries، فیلمنامه از Truman Capote ، محصول 1972 امریکا.
4) فیلم Capote: کارگردان Bennett Miller، برشی از زندگی ترومن کاپوتی ( فیلمنامه از Dan Futterman با اقتباس از کتابی نوشته Gerald Clarke ) که به کشمکش هایی میپردازد که نویسنده (ترومن کاپوتی) هنگان نوشتن آخرین کتابش (درخون سرد) In Cold Blood داشته است، با بازی Philip Seymour Hoffman در نقش ترومن کاپوتی که برای او اسکار بهترین نقش اول مرد را به همراه داشت ، محصول 2005 امریکا.
- برنده جایزه بهترین فیلم منتقدین امریکا، کاندید 5 جایزه اسکار و...
5) فیلم Infamous : کارگردان Douglas McGrath ، برشی از زندگی ترومن کاپوتی فیلمنامه از Douglas McGrath با اقتباس از کتابی نوشته George Plimpton ، با بازی Toby Jones در نقش ترومن کاپوتی ، محصول 2006 امریکا. در این فیلم نشان داده میشد تا چه حد زندگی و کارهای کاپوتی همچنان بحثبرانگیز است.
ترومن کاپوتی خود در فیلم قتل با مرگ به کارگردانی رابرت مور(۱۹۷۶)در کنار بازیگرانی چون پیتر سلرز، الک گینس و پیتر فالک) نقش آفرینی میکند.
- و حدود 10 عنوان فیلم های سینمایی، سریال و فیلم کوتاه دیگر با نویسندگی فیلمنامه و یا اقتباس از آثار این نویسنده.
برخی رمان های کاپوتی را، به دلیل استفاده از گزارشات واقعی و ژورنالیستی، در زمره ی رمان های مستند قرار می دهند. همین امر، نشان دهنده ی قابلیت بالای این داستان در تبدیل به فیلم است. از علت های دیگری که پتانسیل تبدیل این داستان ها به فیلمنامه را بالا می برند، وجود دیالوگ های قوی و موجز است که قابلیت استفاده در فیلمنامه را با کمترین تغییرات دارند. کاپوتی همچنین استاد فضاسازی و توصیف های تصویری با جزئیات دقیق است و به دلیل عدم ذهنیت گرایی داستانی و عمل گرایی شخصیت ها، مخاطب می تواند در همان لایه ی ظاهری به راحتی با داستان ارتباط برقرار کند. از آنجائیکه نویسنده ی این رمان، یک خبرنگار بوده، نگارش داستان، از اصطلاحات و آرایه های سخت فهم ادبی خالی است. نوع تعلیقی که کاپوتی در داستان هایش استفاده می کند به دلیل شبیه بودن به داستان های واقعی که خود او از نزدیک با آنها رو به رو شده، قابل باور و دلهره آور است. همچنین به دلیل نزدیک شدن به شخصیت های داستانی و وقایع، بیشتر اوقات وقایع بازدارنده ی محیطی را هم در داستان دخیل می کند. مثلاً در قسمتی از داستان شخصیت اصلی که خود اوست، با کارآگاه قهر می کند و به دلیل دوری او از ماجرا نوعی تعلیق که خاص خود اوست پدید می آید. شخصیت پردازی داستان های کاپوتی حرفه ای و قابل قبول است و البته پتانسیل سینمایی داستان هایش همیشه بالاتر از جنبه های ادبی آن قرار می گیرد. از نظر شیوه ی نگارش و شباهت لحن و ویژگی های نثر داستانی، کاپوتی را با ارنست همینگوی مقایسه می کنند.
تابوت های دست ساز، خوش خوان و روان و پرتعلیق است. نویسنده با جمله های کوتاه و توصیف های ساده و دیالوگ های روان مخاطب را با خود همراه می سازد. حضور خود نویسنده به عنوان شخصیت اصلی و راوی داستان نیز بر این همراهی و نزدیک می افزاید.
این داستان نیز با مورد توجه قرار گرفتن از سوی ریموند چندلر و بیلی وایلدر تبدیل به یک فیلمنامه اقتباسی با این عنوان شد و یکی از شاهکارهای سینمای کلاسیک جهان نیز بر اساس آن ساخته شد.
خلاصه داستان :
راوی داستان خود نویسنده ( ترومن کاپوتی) است که به اختصار در طول داستان ت.ک. نامیده می شود. وی در پی شنیدن خبر یکسری جنایات زنجیره ای از یکی از دوستان قدیمی اش به نام جیک، که کارآگاه مسئول این پرونده است، به شهر محل حادثه می رود تا از نزدیک حوادث مشابه و سیر حدس و گمان هایی را که در فضای مشوش و پر تردید و دلهره ی شهر بر سر زبان هاست دنبال کند. در تمام این جنایت ها، امضای قاتل به چشم می خورد؛ قاتل قبل از به قتل رساندن مقتولین، آنها را انتخاب می کند و برای آنها تابوت دست سازی می فرستد. نویسنده به این نتیجه می رسد که این قتل ها با نقشه ی قبلی صورت گرفته اند و سناریوی قتل ها را همراه با دوست کارآگاه خود دنبال می کند. مظنون اصلی این حوادث، فردی است به نام رابرت کوئین که به خاطر مسئله ی آبرسانی از رودخانه به مزارع همسایه، مجبور شده بخشی از زمینها و آب مصرفی اش را به آنها واگذار کند. پس از این شکست از آنها کینه دارد و یکی یکی، با فرستادن تابوتهای دست ساز، به آنها اعلام می کند که نفر بعدی آنها هستند. نقطه ی اوج داستان آنجاست که نویسنده و دوست کارآگاهشان با قاتل احتمالی این جنایات، طرح دوستی می ریزند تا از نزدیک او را زیرنظر بگیرند. در طول دیالوگ های داستانی، مخاطب مرتب با این تردید دست و پنجه نرم می کند که آیا کوئین که نویسنده و کارآگاه او را قاتل می دانند، واقعاً دست به این جنایات زده یا بی گناه است؟ بار درام و عاطفی داستان با فرستاده شدن تابوت دست ساز برای نامزد جیک به اوج خود می رسد.



سومین دورهی جایزهی ادبی بهرام صادقی